فقط برعکس ها بخوانند
در زندگی یاد گرفتم که چه جوری دوست بشم بخندم ببخشم اما هیشکی یادم نداد که چه طوری فراموش کنم وای خدای من یه عالمه درس و من تنها !!! یه روزی ساره بهم گفت : تو چرا اینقدر درس می خونی ؟؟؟ یعنی همه ء زندگی تو ، توی درس خوندن خلاصه میشه ؟ خدا وکیلی چی چی توی این درسای مزخرف دیدی که ول کن ماجرا نیستی ؟ این همه آدم توی زندگیای ما هی میرن و هی میآن !!! از بین این آدما ، هیچ کدومشون از درس مهمتر نیستن !!! ؟ گفتم : چرا دروغ ؟ اون لحظه هیچی توی ذهنم نیومد تا واسش افاضه کلام کنم !!! همین الانم هیچی توی مخ ام نیست که واسه شما افاضه کلام کنم ! دروغ نگم ، آلزایمر گرفتم من هیچ وقت اجازه ندادم آدمای زیادی توی زندگیم بلولن !!! فقط چند تا دوست صمیمی دارم که از دوران دبیرستان نگه شون داشتم البته آدمای خوب هم زیاد دیدم بین این آدمای مزخرف توی این دنیای لعنتی و کثیف اما !!! اما چی ؟ خودمم نمی دونم !!! خدایا کمکم کن اشتباه نکنم !!! ای بسا ابلیس آدم روی هست پس به هر دستی نباید داد دست دوستامو دوستشون دارم مثل تیکه های پازل هزار تیکه ایم می مونن !!! اگه یکی از تیکه ها نباشه هیچی نمی تونه جاشو بگیره ! پازلم ناتموم می مونه !!! تو یک از همون تیکه هایی که من هیچ وقت گمت نمی کنم !!! تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم و دیگر هیچ !!! با آلاچیق عشق تو پل می زنم به آسمون تا از تو باغ آسمون ستاره ها رو بردارم من از تموم زندگیم خدا رو بالا سر دارم در زمان های قدیم ( اون موقع ها که ما جووووووون بودیم ) به قول طناز بانو " گذشت موسم گل ... " اون اوایل که شروع کردم به وبلاگ نویسی و این قرتی بازیا !!!! یادمه دوستای خودم می اومدن خونمون با کامپیوتر خودم واسه وبلاگ خودم پیغوم میذاشتن !!! یه وقتایی متلک بارم می کردن و از این حرفای سوسولی میزدن و کرکر خنده ... یه وقتایی هم از این مطالبی که می نوشتم ایراد می گرفتن و انتقاد می کردن البته گاهی وقتا هم تشویقم می کردن و تاکید بر نخوردن ترشی واسه یه چیزی شدن !!! بعضی موقعا هم دعوامون میشد و می کشید توی وبلاگ و دری وری های بچگانه بار هم می کردیم آخ که چه دورانی داشتیم و دیگه نداریمشون !!! چه زود گذشت دلم تنگ شده واسه همشون !!! طناز / مارال / زهرا / ملودی / ... الان می فهمم چقدر دوستشون دارم و قدرشونو !!! دونستم اما رسم زمونه رو دست کم گرفتم همگی مون جدا شدیم از هم هر کی یه طرفی افتاده و سرش به زندگیش گرمه !!! یکی داره ادامه تحصیل میده یکی ازدواج کرده و شوور داری و بچه داری و از این حرفای بزرگونه یکی همچین کار و بارش گرم شده که می تونه کل شیراز رو با ده و دهاتاش بخره یکی مهاجرت کرده و به قول خودش داره توی بهشت دنیا واسه خودش خوش میگذرونه یکی هم مثل من یکی مثل هیچکس منم که ... الهی شکر دلی که می شود از غصه تنگ می ترکد !!! . . و دیگر هیچ این دوستای آی کیوی من هنوز که هنوزه دارن پیغوم تبریک تولد واسم می فرستن ای خدا !!! عزیزانم تولد من توی مهرماهه !!! الان رفتیم توی آبان ماه !!! اینا ابراز علاقه شون هم یه جور دیگه است !!! خداوندا داشتن چنین دوستان باحالی را هرگز از من دریغ نفرما !!! تولد امام رضا امسال یه رنگ دیگه داشت واسه من پر از خوشگلی و شوق و سر حالی خیلی دوست داشتم توی حرم امام رضا بودم اما خودش از راه دور یکی از آرزوهای منو برآورده کرد خیلی دوست دارم کمی آرام باش شاید خدا با تو حرفی داشته باشد بیا اونقدر بد نباشیم که عذاب وجدان خوبمون کنه !!! نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ چه سنگبارانی !!! گیرم گریختی همه عمر کجا پناه می بری ؟ خانه خدا سنگ است به قصه های غریبانه ام ببخشایید ! که من که سنگ صبورم نه سنگم و نه صبور دلی که می شود از غصه تنگ می ترکد د د د د د د مهربانی را گر قسمت کنیم من یقین دارم به ما هم می رسد آدمی گر ایستد بر بام عشق دستهایش تا خدا هم می رسد زندگی ، سخت نیست ما مشکلش می کنیم دل ها ، تنگ نیست ما تنگش می کنیم عشق ، قشنگ نیست ما رنگش می کنیم دل هیچ کسی ، بد نیست ما سنگش می کنیم بی گناهی کم گناهی نیست !!! در دیار عشق یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است !!! سرمشق های آب ، بابا یادمان رفت رسم نوشتن با قلم نی ، یادمان رفت شعر خدای مهربان را حفظ کردیم اما خدای مهربان را یادمان رفت به دنبال کسی هستم که با غم آشنا باشد دلش غمگین خودش ساده کمی از جنس ما باشد سنگ دربرکه می اندازم و می پندارم به همین سنگ زدن ، ماه به هم می ریزد کی به انداختن سنگ ، پیاپی در آب ماه را می شود از حافظه آب گرفت می خوام عاشق بشم اما تب دنیا نمیذاره سر راه بهشت من درخت سیب میکاره نکته : این مطلب قشنگ رو از یه وبلاگ کپی کردم پیشاپیش شرمنده اخلاق ورزشکاری مدیر محترم وبلاگ مربوطه هستم خدایا به آنان که ادعای عاشقی تو را دارند بیاموز که : بزرگترین گناه شکستن دل آدمیان است و آنگاه که ضربه های تیشه ی زندگی را بر ریشه ی آرزوهایت احساس کردی به خاطر بیاور که زیباترین شهاب ها از شکستن قلب ستارگان پدید می آیند ... ستاره ای که شکسته شد می شود شهاب اما دلی که شکسته شد می شود ؟؟؟ یک سوال بی جواب ؟؟؟ در همیشه ای که به هرگز نمی رسد در ماندنی که به رفتن قانع نیست به چکه ای انتظار دل خوش ام ... از هر چه می شنوم به سمت دویدن می روم سری به باورم بزن عکس آمدنت اینجاست عزیزم !!! روزی دیگر از تقویم پوچم گذشت و من در لا به لای غربت پوچم و ته سیگارهایی که گواهی می دهند بر هنوز نیامدنت به دنبال چیزی شبیه به امید برای به انتظار ماندن فردا که شاید تو بیایی می گردم ... !!! گذشت ثانیه ها امتداد رفتن بود بیا برای رسیدن ، تو باش پایانی شاید هوا عوض شود از بگو مگوهای دور و برم از آرامش کاج ها علف ها و تردی حواس مردم می ترسم نرفته ، برگردی !!! بدون عشق تسلیم نمی شوم با سوال های تودرتو به جوابی نمی رسم بدون عشق کبوتر روحم زندانی است و گمان باد قلدری می کند تا .... همین جند کلمه را هم با خود ببرد !!! کاش حذف می شدم از متن های روزهای کند از روی اشتباهی پف کرده کاش کاش هایم خط نمی خوردند و خودکارم نمی نوشت از چرت تلفن قارقار تلویزیون و هر چه که مرا به گریه می اندازد تا خدا بخندد و بگوید " بخند " امان از وقت های اضافه لابه لای کار های پس مانده !!! چه غریبانه از دلواپسی های شکستن نوک مداد دیروز به غربت امروز رسیده ام و چه حسرت وار به دفتر دیروز نگاه می کنم در کوچه پس کوچه های آرزوهای فراموش شده ام قدم می زنم غیبت حضور های امروز را حس می کنم فریاد می کشم می دوم می شکنم تا شاید دیروز ها بشنوند شکت امروزم را !!!! تراشه های تنهایی ام را جمع می کنم سطرهای بیکار را به کار می گیرم در دشت های آبی فکرم جای تابستان کجاست ؟ تا لحظه هایم را کمی خنک کند بوی هندوانه شکفته می آید زیر سایه بان خیالی که ... رشد کرده است در ذهن زنانه ام !!! باز هم هیجانی نفوذ کرد و تو آمدی و رژه ی فکرهای مثبت و منفی حالا بمان قد کشیدن شب را پشت غروب ببینی بگذار در شیب تاریکی با خواب های اطرافم پچ پچ کنم حوصله خدا بپرس هیچ های من کی گیج می شوند از حالا به بعد ... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


